تبليغاتX
سیزده بدر

سیزده بدر

Cogito،ergo،sum

آرزوهایی که حرام شدند

جادوگری که روی درخت انجیر زندگی میکند 
 
به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم
لستر هم با زرنگی آرزو کرد
دو تا آرزوی دیگر هم داشته باشد
بعد با هر کدام از این سه آرزو
سه آرزوی دیگر آرزو کرد
آرزوهایش شد نه آرزو با سه آرزوی قبلی
بعد با هر کدام از این دوازده آرزو
سه آرزوی دیگر خواست
که تعداد آرزوهایش رسید به ۴۶ یا ۵۲ یا...
به هر حال از هر آرزویش استفاده کرد
برای خواستن یه آرزوی دیگر
تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به
 
۵ میلیارد و هفت میلیون و ۱۸ هزار و ۳۴
 آرزو
بعد آرزو هایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن جست و خیز کردن و آواز خواندن

و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر، بیشتر و بیشتر
در حالی که دیگران میخندیدند و گریه میکردند
عشق می ورزیدند و محبت میکردند
لستر وسط آرزوهایش نشست
آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا
و نشست به شمردنشان تا .......
پیر شد
و بعد یک شب او را پیدا کردند در حالی که مرده بود
و آرزوهایش دور و برش تلنبار شده بودند
آرزوهایش را شمردند
حتی یکی از آنها هم گم نشده بود
همشان نو بودند و برق میزدند
بفرمائید چند تا بردارید
به یاد لستر هم باشید
که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها

 "همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد"


"شل سیلور استاین"


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 16:33  توسط سیزده بدر  | 

به یاد روزهای


..............................
..........................................................................................
......................................................................................................
.................................................................................
....................................
.....................
............

Every night in my

dreams

I see you, I feel you,
That is how I know you go on
Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and go on
Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never et go till we're one
Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on
Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and go on
You're here, there's nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on




+ نوشته شده در  یکشنبه 20 تیر1389ساعت 16:20  توسط سیزده بدر  |