صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
Cogito،ergo،sum
آخرین غروبهای دولت خاتمی
فردا جمعه روزیی که برای آن مردان زیادی به تکاپو برخواستند از هنر مندان و فیلم سازان مطرح کشور گرفته تا رسانه های خبری داخل و خارج و سیاستمداران دسته اول تا دسته چندمی کشور و در راس آن صدا و سیما ...اعم از وابسته و مستقل ..همه تلاش می کردند تا جمعه ای به دیدگاه خود متفاوت داشته باشند ... عده ای برای مشارکت (بادیدگاهای متفاوت) تلاش میکردند و جمعی دیگر نیز از تحریم صحبت می کردنند ... با تحیلی های جداگانه ... اما غروب روز شنبه ثمره تمام این تلاشهاست تا ببینیم ازاین ۷ مرد چه کسی جانشین خاتمی خسته و ناتوان خواهد بود .. فردا پشیمانی دیگری در تاریخ ایران خواهد بو د.... افسوسی که سالهاست تکرار میشود...
2 نوشته شده در پنجشنبه 26 خرداد1384ساعت 19:39  توسط سیزده بدر |
گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«اینجا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»
آه!
ناجوانمردی گیتی آیا
تا بدانجاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچهی بنبستی
در آخر شب
نغمهی ما را با سوت نخواهد زد؟
با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.
من همدست ِ تودهام
من همدست ِ تودهام تا آن دَم
که توطئه ميکند گسستن ِ زنجير را
تا آن دَم که زير ِ لب ميخندد
دلاش غنج ميزند
و به ريش ِ جادوگر آب ِ دهن پرتاب ميکند.
اما برادری ندارم
هيچگاه برادری از آن دست نداشتهام
که بگويد «آری»:
ناکسي که به طاعون آری بگويد و
نان ِ آلودهاش را بپذيرد.