تبليغاتX
سیزده بدر

 

پرواز در تداوم است هم ازآن‌گونه کز آغاز:

 


   به یاد شاملو که این روزها  سالگرد رفتن او از میان ما است ساگرد تنها ماندن ما وشبانه ها و عاشقانه های او ... سالگرد تنها ماندن آیدا ...

لب را با لب
در اين سکوت
در اين خاموشي‌ گويا
گوياتر از هرآنچه شگفت‌انگيزتر کرامت ِ آدمي به شمار است
در رشته‌ی بي‌انتهای معجزتي که اوست...
در اين اعتراف ِ خاموش،
در اين «همان»
که توانَد در ميان نهاد
با لبي
لبي
بي‌وساطت ِ آنچه شنودن را بايد...

آن احساس ِ عميق ِ امان، در اين پيرانه‌سر
که هنوز
 
  پرواز در تداوم است
 
  هم ازآن‌گونه کز آغاز:
رابطه‌يي معجزآيت
از يقيني که در آن آشيان گذشت
 
  در پايان ِ اين بهاران
تا گماني که به خاطری گذرد
 
  در آغاز ِ يکي خزان.

۱۵ خرداد ِ ۱۳۷۴


 

2 نوشته شده در  پنجشنبه 30 تیر1384ساعت 21:40  توسط سیزده بدر  | 


 

گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«این‌جا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»
آه!
ناجوان‌مردی گیتی آیا
تا بدان‌جاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچه‌ی بن‌بستی
در آخر شب
نغمه‌ی ما را با سوت نخواهد زد؟
با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.






من هم‌دست ِ توده‌ام
من هم‌دست ِ توده‌ام تا آن دَم
که توطئه مي‌کند گسستن ِ زنجير را
تا آن دَم که زير ِ لب مي‌خندد
دل‌اش غنج مي‌زند
و به ريش ِ جادوگر آب ِ دهن پرتاب مي‌کند.
اما برادری ندارم
هيچ‌گاه برادری از آن دست نداشته‌ام
که بگويد «آری»:
ناکسي که به طاعون آری بگويد و
نان ِ آلوده‌اش را بپذيرد.