تبليغاتX
سیزده بدر

 

از نسل من بود

 

در جامعه ای که تن فروشی به یک رویداد  روز مره تبدیل گشته است و تن ها جای افکار را گرفته اند و رنگ ها نه برای خیره کردن مغزها که از برای چشم ها به وجود آمده اند .
شاید در این مکان تنها انسانیت نیست که می میرد که انسان نیز به ذبحی ناپاک قربانی میشود .
اندکی وقت خود را در میان جامه مجازی رسانه های بگزارانی ( تلوزیون ، رادیو ، روزنامه ) که بطور کامل در دسترست هستند به این نیجه خواهی رسید که هرگز این گونه  از خود دور نبوده ای  که حال ...
دختر کی در میان دستان مردی میانسال به تن فروشی مشغول گشته ، در میان این چند لحظه که پرده اتاق را کنار میزنم تا روح خود را از خستگی به دور کنم ،  از دیدن این صحنه سخت ازرده می شوم .  
حال  مفهمم که من و تمام جامعه ام  چقدر از همه دوریم .

 

2 نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 23:27  توسط سیزده بدر  | 


 

گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«این‌جا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»
آه!
ناجوان‌مردی گیتی آیا
تا بدان‌جاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچه‌ی بن‌بستی
در آخر شب
نغمه‌ی ما را با سوت نخواهد زد؟
با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.






من هم‌دست ِ توده‌ام
من هم‌دست ِ توده‌ام تا آن دَم
که توطئه مي‌کند گسستن ِ زنجير را
تا آن دَم که زير ِ لب مي‌خندد
دل‌اش غنج مي‌زند
و به ريش ِ جادوگر آب ِ دهن پرتاب مي‌کند.
اما برادری ندارم
هيچ‌گاه برادری از آن دست نداشته‌ام
که بگويد «آری»:
ناکسي که به طاعون آری بگويد و
نان ِ آلوده‌اش را بپذيرد.