تبليغاتX
سیزده بدر

 

 

شاید این گذار خود معنی زندگی باشد، یا دست کم خوانشی جدید از آن، شاید تمام زندگی را در بر نگیرد اما تاثیر شگرفی بر آن میگذارد ، نه از برای گذر زمان نه از برای لحظه های پوچ ، نه دنبال معنی واحدی از یک کل، نباید گشت ،تنها باید بود و دید انچه حداقل امروز نمیدیدی در خشت خام و مستحکم شده فردا  !؟ 
و این یعنی ساحلی رو به ابدیت ، نه ؟؟
باشد تا آینده روشن سازد ... 
میان من وتو مردابی فاصله است
دستی سرد از میانه بر خواست
و همه چیز به داوری نه چندان عادل سپرده شد
نه تردیدی بر جای نمانده جز قاطعیت این حکم

 

2 نوشته شده در  دوشنبه 22 مهر1387ساعت 17:13  توسط سیزده بدر  | 


 

گر تو خاموش بمانی
چه کسی خواهد بود
که گواهی دهد:
«این‌جا، بودند
عاشقانی که زمین را به دگر آیینی
خواستند آذین بندند و
چه شیدا بودند!»
آه!
ناجوان‌مردی گیتی آیا
تا بدان‌جاست که فردا، وقتی
نبض این ساعت فرتوت نخواهد زد،
هیچ مستی دیگر
در تَهِ کوچه‌ی بن‌بستی
در آخر شب
نغمه‌ی ما را با سوت نخواهد زد؟
با سرانگشتی، آغشته به خون و انکار،
یادگاری ز خود، امروز، بنه بر دیوار.






من هم‌دست ِ توده‌ام
من هم‌دست ِ توده‌ام تا آن دَم
که توطئه مي‌کند گسستن ِ زنجير را
تا آن دَم که زير ِ لب مي‌خندد
دل‌اش غنج مي‌زند
و به ريش ِ جادوگر آب ِ دهن پرتاب مي‌کند.
اما برادری ندارم
هيچ‌گاه برادری از آن دست نداشته‌ام
که بگويد «آری»:
ناکسي که به طاعون آری بگويد و
نان ِ آلوده‌اش را بپذيرد.